ورود / عضویت

فوتبال زنان، فقط همان یک بازی نبود!

فوتبال زنان، فقط همان یک بازی نبود! تصور کنید آن پاس گل مینیاتوری و شاهکار «تانیا جهانشاهی» یا هنرنمایی استثنایی «شبنم بهشت» در میانه میدان به تصویر کشیده نمی‌شد...

احتمالا شانس تانیا، شبنم و چند ستاره دیگر این است که در باشگاه‌هایی مثل استقلال، گل‌گهر، ایستا یا وارش بازی می‌کنند؛ باشگاه‌هایی که هم به ارزش دخترانشان واقف‌اند هم نهایت تعامل را به خرج می‌دهند تا هنر بازیکنانشان در تاریکی نماند.

مطمئناً اگر هم روزی با یک روزنه یا راهکار خلاقانه، گره‌ی کور این محدودیت‌ها باز شود، باز هم همین باشگاه‌ها در خط مقدمِ تسهیل‌گری آن خواهند بود.

این واقعیت است که تمامِ فوتبال زنان ما خلاصه در آن ۹۰ دقیقه دربیِ استقلال و پرسپولیس نبود. دربی، جو و اقتضائات خاص خودش را داشت؛ روزی که به بهانه‌ی هیاهویش، عده‌ای یک‌شبه‌ تبدیل به «بلاگر-خبرنگار» یا حامیِ دوان‌دوانِ ورزش زنان شدند! اما فردای همان دربی، شاید چند کیلومتر آن‌طرف‌تر در تهران یا شهرستان‌ها، مسابقه‌ای در سطح لیگ یک یا پایین‌تر، در فوتبال یا فوتسال در حال برگزاری بود که حتی یک کلمه و یک فریم از آن روایت نشد. رسانه‌ی تخصصی، استقلال و پرسپولیس را هم مسابقه‌ای می‌دید در کنار سایر مسابقات؛ رسالت ما روایتِ یک لیگ بود، نه فقط یک روز و یک ویترینِ پرزرق‌وبرق... در این میان، با طیف دیگری از باشگاه‌ها نیز روبه‌رو هستیم. اکثریت باشگاه‌ها بضاعت مالی مناسب و تجهیزات تصویربرداری ندارند و متأسفانه، تعداد اندکی هم از مسئولیت روایتِ دختران و آینده‌ی حرفه‌ای آن‌ها؛ در می روند.

اما فردای همان دربی، شاید چند کیلومتر آن‌طرف‌تر در تهران یا شهرستان‌ها، مسابقه‌ای در سطح لیگ یک یا پایین‌تر، در فوتبال یا فوتسال در حال برگزاری بود که حتی یک کلمه و یک فریم از آن روایت نشد. رسانه‌ی تخصصی،  دربی را هم مسابقه‌ای می‌دید در کنار سایر مسابقات؛ رسالتشِ روایت فوتبال بود، نه فقط یک روز و یک ویترینِ پرزرق‌وبرق... نه فقط عکس یادگاری... 

در این میان، با طیف دیگری از باشگاه‌ها نیز روبه‌رو هستیم. اکثر باشگاه‌ها بضاعت مالی مناسب و تجهیزات تصویربرداری ندارند و متأسفانه تعداد اندکی هم از مسئولیت روایتِ دختران و آینده‌ی حرفه‌ای آن‌ها؛ در می روند.

در چنین فضایی، تنها امیدِ آن دختری که در یک تیم عادی با تمامِ جانش می‌جنگد و تنها پنجره‌ی تنفس و دیده‌شدنش، همین خبرنگاران و عکاسان تخصصی و مستقلِ حوزه فوتبال زنان بودند.

امروز با محدودیتی که اعمال شده، دود ضرر اصلی مستقیماً به چشم دخترانی می‌رود که در این تیم‌های بی‌صدا عرق می‌ریزند. احتمالاً هر هفته، حرکاتی ناب‌تر از بازیِ شبنم و پاس‌هایی زیباتر از هنرِ تانیا در گوشه‌وکنارِ زمین‌های این کشور خلق می‌شود؛ اما چون چشمی برای دیدن و لنزی برای ثبت کردن نیست، تمام این استعدادها زیر بار سنگینِ خاطراتِ ناگفته دفن می‌شوند. رسانه‌ی تخصصی، کارکردش دقیقاً همینجاست: دیدنِ نادیده‌ها، و حفظ حقِ استعدادی که تریبون ندارد.

ورود علنی بازیکنان، مربیان، داوران و مدیرانِ متعهدِ تیم‌ها برای تغییر این جریان، کلید اصلی ماجراست؛ دیده‌شدن، تنها یک امتیاز رسانه‌ای نیست، بلکه خطِ حیات و بقای فنی ورزش، علم و اقتصاد آن است. عدم پوشش رسانه‌ای به معنای افت ارزش‌های فنی، فرار سرمایه‌گذاران و حامیان مالی و در نهایت پایمال شدنِ سال‌ها تلاش و عرق‌ریختنِ دخترانی است که در سکوتِ مطلق، مسابقات خود را برگزار می‌کنند.

این محدودیت‌های سلیقه‌ای نباید به روالی عادی تبدیل شوند. نمی‌توان به بهانه‌ی حواشی یا فضای خاص یک مسابقه‌، درهای ورزشگاه‌ها را به روی راویانِ همیشگی و تخصصیِ فوتبال زنان بست. فوتبال بدون راوی در تاریکی و فراموشی دفن خواهد شد و استمرار این روند، چیزی جز سوزاندنِ استعدادِ نسلی که چشم‌انتظارِ دیده‌شدن است، به همراه نخواهد داشت.



دیدگاه ها
برای ارسال دیگاه باید وارد سایت شوید
ورود سریع و ارسال دیدگاه