تسخیر آنتنهای جهان در برابرِ خاموشی ما؛ داستانی از دو نگاه متفاوت به فوتبال زنان
فوتبال زنان در عربستان سعودی تا همین چند سال پیش واژهای نامأنوس بود. جامعهای که دخترانش تا سال ۲۰۱۷ حتی اجازه نداشتند در مدارس دولتی پا به توپ شوند و زنان تا سال ۲۰۱۸ رنگ سکوهای استادیوم را ندیده بودند، از سال ۲۰۲۰ لیگ نوپای خود را بنیان گذاشت؛ لیگی که عمرش بهسختی به ۵ سال میرسد. اما سرعت تحولات در آن سوی خلیج فارس بهتآور است.
به گزارش فوتبالدخت آنها نه پشت گذشته ایستادند و نه اسیر بهانههای واهی شدند؛ بلکه از همان گامهای نخست، فوتبال زنان را نه یک «سربار اجباری»، بلکه یک «سرمایه استراتژیک» و ویترینی برای اتصال به جامعه و بازار جهانی دیدند.
حالا نگاهی بیندازیم به جغرافیای خودمان؛ جایی که فوتبال زنانش پیشینهای نزدیک به دو دهه در قامت لیگ برتر دارد. بازیکنان دختر ایران زمانی روی خاک و زمینهای ناهموار میدویدند و برای سهمیه ملی میجنگیدند که در کشورهای همسایه تصوری از دویدن یک زن پشت توپ فوتبال وجود نداشت. امسال، با ورود دو باشگاه بزرگ و مردمی استقلال و پرسپولیس به لیگ برتر زنان، جرقهای از امید زده شد. همه فکر میکردند این حضور نقطه عطفی است تا توجه میلیونها هوادار، اسپانسرهای تجاری و رسانههای جریان اصلی را به این ویترین خاموش جلب کند؛ فرصتی تاریخی تا طلسم سالها دیده نشدن شکسته شود.
اما واکنش تصمیمگیرندگان ورزش ما چه بود؟ در حساسترین روزها و در اوج هیجان بازیهایی که میتوانست میلیونها بیننده جذب کند—مانند نخستین دربی تاریخی زنان—تیر خلاص شلیک شد: درهای ورزشگاه به روی نیمی از جامعه بسته شد، ورود آقایان ممنوع اعلام گردید و فضای این رقابتها به خلوتگاهی دور از چشم رسانهها رانده شد.
وقتی حضور هواداران در استادیوم وتو میشود و ورود مردان و خانوادهها تابو قلمداد میگردد، نخستین و مهمترین زنجیرهای که از هم میگسلد، «پخش زنده» و تصویر است. دوربینهای تلویزیونی غایب میشوند، پلتفرمهای اینترنتی در کشوقوس هزاران مجوز و منع امنیتی و سلیقهای عقب میکشند و رویدادی که باید جشن ملی ورزش زنان باشد، در سکوت مطلق برگزار میشود. با حذف دوربین و لغو پخش، کدام اسپانسر عاقلی حاضر است برای دیدهنشدن میلیونها تومان سرمایهگذاری کند؟ کدام برند تجاری پولش را جایی میبرد که نه تصویری از آن مخابره میشود و نه سکویی پر از تماشاگر دارد؟
مدیران و مسئولانی که برای بسته ماندن درهای دیده شدن فوتبال زنان تصمیم میگیرند، باید این واقعیت گزنده را بشنوند: در روزگاری که عربستان با شبکههای جهانی ۲۴ ساعته و قراردادهای بینالمللی، تصویر دخترانش را به جهان صادر میکند تا برای خود قدرت نرم و احترام بسازد و البته در شرایطی که ورزش کشور بیش از هر زمان دیگری به امیدآفرینی و نشاط نیاز داشت، با سیاستهای سلبی و منع ورود رسانهها و پخش زنده، انگیزه نسلی از دختران بااستعداد این سرزمین زیر خروارها غفلت دفن کردند. این دیگر فقط یک محافظهکاری کهنه نیست؛ این زنده به گوری اقتصاد ورزشی است که دو دهه برای بقا دستوپا زد و درست در روزی که میتوانست پرواز کند، پرهایش چیده شد.