ورود / عضویت
تاریخ 1405/05/18 ساعت 13:21

تراژدی مرگ یک نام باشکوه؛ لیگ نوزدهم، بدون «کردستان»

تراژدی مرگ یک نام باشکوه؛ لیگ نوزدهم، بدون «کردستان» فوتبال زنان ایران، بدون نامِ کردستان، گویی چیزی کم دارد؛ یک غیبتِ بزرگ که نه فقط جای خالیِ یک تیم، بلکه جای خالیِ یک فرهنگِ فوتبالی، یک پایگاهِ پرورش استعداد و یک نمادِ سرسختی است.

 سال‌ها بود که لیگ برتر فوتبال زنان، با حضور نماینده کردستان، طعمِ متفاوتی داشت؛ تیمی که اگرچه بارها نام عوض کرد، اما هویتش همیشه لرزه بر اندام حریفان می‌انداخت. حالا اما، این قابِ قدیمی، دیگر آن رنگ و لعابِ همیشگی را ندارد. کردستان، پس از بیش از یک دهه حضورِ مداوم در سطح اول فوتبال کشور، اکنون در لیگ برتر بی‌نماینده است؛ واقعیتی که بیش از آنکه یک شکست فنی باشد، یک تراژدی عمیق است.

از رؤیای «وَن کردستان» تا قله‌های افتخار

داستانِ ما برمی‌گردد به سال‌های دورتر؛ از همان روزهایی که با نام «وَن» و «تربیت کردستان» در دسته یک، بذرهای اولیه‌ی این درخت تنومند کاشته شد. صعود به لیگ برتر و اولین تجربه جدی، راه را برای سال‌ها حضور مداوم در بالاترین سطح فوتبال زنان ایران باز کرد. آن تیم، بعدها با نام «چیلان‌سازه کردستان» اولین قدم‌هایش را در لیگ برتر برداشت؛ قدم‌هایی که قرار بود به یکی از ماندگارترین روایت‌های فوتبال زنان در ایران بدل شود.

اولین تیم کردستان با نام ون فعالیت خود را آغاز کرد

 

پس از آن با نام «تربیت کردستان» در لیگ دسته اول حاضر شدند. سال بعد لیگ برتری شدند با نام «چیلان سازه کردستان» استارت زدند.

 

نماینده کردستان حدفاصل سال های 1388 تا 1392

 

کردستانِ فوتبال‌دوست، در این سال‌ها با نام‌های مختلفی درخشید؛ از «شهرداری سنندج» تا «راهیاب ملل»، از «آذرخش» و «وچان» تا «زارع باتری»، و بعدتر «کانی» و «ایستا». اما این تیم فقط یک نام نبود؛ یک ایستگاهِ سازندگی بود. نگاهی به ترکیب تیم‌های لیگ برتر امروز و فهرست تیم ملی زنان کافی است تا بفهمیم فوتبال زنان ایران چقدر مدیونِ بازیکنانِ برخاسته از کردستان است. آن‌ها در طول سال‌ها، بازیکنان مطرحی را هم به تیم ملی و هم به سایر تیم‌های لیگ برتری تقدیم کردند؛ بازیکنانی که ستون تیم‌هایشان شدند و سال‌ها به لیگ برتر اعتبار و کیفیت بخشیدند.

تیم فوتبال زنان شهرداری سنندج / بازیکنان: بیان محمودی، فاطمه صادقی، زهره کودایی، راشین حمیدی، اسرین خالدی، سمیه مصطفایی، سمیه احمدی، بینا کریمی، سمیه مصطفاپور، آرینا حبیبی، دلنیا قادرنژاد، سمیه خرمی، آیسان علی خانی، سمیه رمضانی، رقیه شهبازی، زهرا فتاحی فر، بشرا بنفشی، شادی محمدی، لامعه کریمیان، پریسا کرمی و هلاله عبدالهی / سرپرست: شرمین رحمتی / سرمربی: بیان محمودی / کمک ها: پریسا بهشتی زاد، مژگان خداکرمیان، سوما سواری / مدیر تدارکات: فریده صادقی / تدارکات : لیلی کمانگر 

 

افتخاراتی چون نایب‌قهرمانی در لیگ دوازدهم (با نام وچان کردستان) و ایستادن بر سکوی سوم در لیگ دهم (با نام راهیاب ملل سنندج) تنها بخشی از کارنامه‌ی درخشان این نماینده بود. تیم‌های مقابل همیشه می‌دانستند که نبرد با نماینده کردستان، نبرد با اراده‌ای پولادین است؛ تیمی که در خانه و خارج از خانه، «حریف سخت» لقب می‌گرفت.

تیم راهیاب ملل / مقام سوم
تیم راهیاب ملل / مقام چهارم


  

تیم وچان / مقام چهارم
تیم فوتبال زنان وچان کردستان نائب قهرمان لیگ دوازدهم

 

قصه پُرغصه اسپانسرها و تغییر نام‌های اجباری

آنچه بیش از همه قلبِ فوتبال کردستان را رنجاند، «بی‌ثباتیِ مالی» است. اگر در این ۱۱ سال، نام‌های تیمِ کردستان به دفعات تغییر کرد، نه به خاطر سردرگمی، که به خاطر یک مبارزه‌ی نابرابر برای بقا بود. این تیم، پس از دوره‌ای که در اختیار راهیاب ملل قرار داشت، تقریباً هر فصل با یک نام جدید به میدان آمد هر بار معنای پشتِ این تغییر، یک چیز بود: یک اسپانسر رفت، اسپانسر دیگری آمد؛ و تیم، باز هم با همان بضاعت محدود، با نامی نو برای جزئی ترین نیازها تلاش کرد. سال‌ها بعد اما مشخص شد تمام این نام ها صرفا نیمی از هزینه های یک تیم فوتبال زنان را متحمل شدند و مابقی هزینه ها باید از جیب شخصی تامین شود.

تیم فوتبال زنان وچان کردستان نائب قهرمان لیگ دوازدهم

هر سال یک جنگِ تمام‌عیار برای پیدا کردن حامی مالی، هر سال استرسِ ماندن یا نماندن آن هم برای تیمی که شخصیت قهرمانی داشت. کردستان شاید نتوانست مانند برخی استان‌ها، از امتیاز صنایع و نام های بزرگ بهره ببرد؛ اما به پشتوانه‌ی استعداد ناب دخترانش، سال‌ها در بالای جدول ماند، حریفان را آزار داد و بارها معادلات لیگ را به نفع خود تغییر داد.

سقوط یک تیم، سقوط یک صدا

پس از سال‌ها حضور در نیمه‌ بالای جدول، سرانجام در فصل گذشته، آخرین نماینده‌ آن ها به قعر جدول رسید و سقوط کرد. با سقوط آن تیم، کردستان پس از ۱۱ حضور متوالی در لیگ برتر، از نقشه سطح اول فوتبال زنان پاک شد؛ این اتفاق در حالی رخ داده که «پیکر بی رمق فوتبال زنان در کردستان» همچنان نفس می‌کشد. مربیان، بازیکنان و فعالانی که سال‌ها در سکوت و بی‌امکانی کار کردند، هنوز هم مشغول‌اند؛ اما حقیقت این است که تلاش‌های فردی، هر چقدر هم مؤثر، روزی به سقف توان و انرژی می‌خورند. همان کسانی که سال‌ها با دست خالی تیم را سرپا نگه داشتند، امروز خودشان هم خسته‌اند، تحلیل رفته‌اند و بیش از هر زمان دیگری به حمایت نیاز دارند.

آخرین سکانس / یاسام در لیگ هجدهم / آخرین نماینده کردستان در لیگ برتر

 

اگر این سکوت، گورستانِ رویاها شود…

اما آنچه خطرناک‌تر از هر سقوطی است خطرِ «عادت کردن» است. خطرِ اینکه جامعه‌ی فوتبال، به نبودِ کردستانی‌های لیگ عادت کند؛ خطرِ اینکه این غیبتِ طولانی، به یک سکوتِ مرگبار بدل شود و ندای مطالبه برای بازگشتِ این میراث، در میانِ کوهستان ها طنین‌انداز نشود، این سکوت نه فقط یک استان، که آینده‌ی نسل‌های بعدی را در غبارِ فراموشی فرو خواهد برد.

اگر بازگشتِ نماینده فوتبال کردستان را به تلاش‌های تک‌نفره، به نبردِ مربیانِ خسته یا به استقامتِ تنهای تنها محدود کنیم هیچ حاصلی نحواهد داشت. این یک جنگِ همگانی است؛ یک نبردِ چندجانبه که در آن، پیروزی تنها با پیوندِ دست‌ها و اراده‌های گره کرده ممکن است. کردستان بارها ثابت کرده بود تنها با تکیه بر «استعدادِ ناب» و خاکِ مقدسش، می‌تواند بر فراز بماند اما اکنون، در اوجِ نیاز، چرا تنها رها شده؟

اگر قرار باشد همان دست‌هایی که تا دیروز، با زخم و بی‌کسی تیم را به این جایگاه رسانده بودند، امروز تنها و درمانده بمانند، پس بازگشتِ باشکوهِ کردستان، تنها یک رؤیای محال خواهد بود. آنها می‌تواند از خاکسترِ این سقوط، دوباره برخیزد و با هویتِ بومی به رقابت بازگردد؛ اما نه با «تلاشِ پراکنده»... اگر فوتبالِ کردستان به انزوا عادت کند، اگر این سکوتِ سنگین، جایگزینِ هیجانِ میدان شود، بهای آن را نه مسئولان، که نسل‌های آینده خواهند پرداخت؛ نسل‌هایی که باید فراموشی امروز را، در قالبِ سال‌ها محرومیت و گمنامی تاوان دهند.

 



دیدگاه ها
برای ارسال دیگاه باید وارد سایت شوید
ورود سریع و ارسال دیدگاه