ورود / عضویت
تاریخ 1404/11/27 ساعت 00:22

نگاهی انتقادی به همه ابهام‌های تیم ملی / بهترین بودن معیار نیست!

نگاهی انتقادی به همه ابهام‌های تیم ملی / بهترین بودن معیار نیست! این یادداشت از دو ضرورت می‌آید؛ نخست، عمل بر توصیه سرمربی تیم ملی و جمله او با عنوان «خودمان را نقد کنیم تا نقاط ضعف را برطرف کنیم» و دوم، از این باور که یادآوری برخی نکات اگرچه برای ثبت در تاریخ رسانه‌ای و افکار عمومی لازم است بلکه فرصتی می‌سازد برای اصلاح و پیشگیری از آنچه هزینه‌ای بی‌شمار دارد. هزینه‌ای نه فقط معطوف به یک فرد و یک کادر فنی و یک تیم بلکه به وسعت ضربه به فوتبال ملی و باشگاهی فوتبال ایران...

به گزارش فوتبالدخت در ماه‌های اخیر اما بخشی از فضای رسانه‌ای باتکیه‌بر ناآگاهی مخاطب، تلاش کرده با برجسته‌سازی نکات غیرفنی و تحلیل‌های تخیلی، تصویری متفاوت از واقعیت بسازد؛ تصویری که بیش از آنکه به فوتبال زنان کمک کند، صورت‌مسئله را پاک می‌کند و حالتی فرمایشی در سطح باشگاهی دارد. این یادداشت، نه در برابر تیم ملی که در کنار حقیقت ایستاده است. درست در سمت درست تاریخ برای آنهایی که ظرافت تک‌تک واژه‌ها را درک می‌کنند.

همان‌طور که همیشه گفته‌ایم، زمانِ انتقاد به‌اندازه خودِ انتقاد اهمیت دارد. رسانه‌ها در بزنگاه‌ها باید حامی تیم ملی باشند؛ اما نادیده‌گرفتن پرسش‌های جدی و سکوت در لحظه‌ای که هنوز می‌توان مسیر را اصلاح کرد، نه حمایت که خیانت به فوتبال ملی است. اکنون، دقیقاً همان زمان است.

لابد بهترین دروازه‌بان لیگ بودن کافی نیست!

اساسی‌ترین ابهام در لیست انتخابی سرمربی مربوط به پست دروازه است. پستی پر از ایراد و ابهام که نقاط تاریکش یدی طولا دارد. به‌عنوان مثال هیچ‌کس نفهمید چند ماه پیش دلیل انتخاب آتنا توفیق در شرایطی که تا آن روز (هفته چهارم لیگ برتر) نیمکت‌نشین سمیرا محمدی بود و تا اولین اردوی ملی هنوز در فوتبال باشگاهی توپ نزده بود چه بود. دعوت مکرر او و مهناز رضازاده اگر چه در نگاه عوام روحیه بخشی به جوانان نوپای لیگ بود اما عرصه رقابت برای رسیدن به شماره یک تیم ملی را کمی آسان کرده بود. 

در ادامه زهره کودایی با آن تجربه بالای ملی یک اردو دعوت شد اما بلافاصله خط خورد تا رقابت‌ها دوباره بی رمق شود. حالا اما پس از ماه‌ها اردوی تدارکاتی و دیدن بازی مختلف با شاهکار بی‌نظیری روبرو هستیم که بهترین دروازه‌بان لیگ برتر ایران با رکورد بیشترین کلین شیت و کلین شیت پیاپی فردی از جمع گلرهای انتخاب شده کنار گذاشته شده است. مینا نافعی در شرایطی در لیست تیم ملی نیست که رقبای او یعنی رها یزدانی، زهرا خواجوی و مریم  یکتایی هستند. از آخرین دیدار رسمی یکتایی هنوز اطلاعی نداریم اما گفته می‌شود وی به‌تازگی به عضویت استومیلانکی اولشتین درآمده و قرار است در پنجره نقل‌وانتقالاتی زمستانی دوباره وارد عرصه فوتبال شود. مورد دوم اما خواجوی است که اگرچه روزهای درخشش و اوج او را به‌خاطر داریم اما آمادگی این روزهایش در لیگ حکایت دیگری دارد. موضوعی که باعث جدایی او از گلگهر به ایستا، و سپس از ایستا به پرسپولیس فقط در طول یک‌فصل بود.

 

نفر سوم هم رها یزدانی، محتمل‌ترین سنگربان ما دربازی‌های پیش‌رو و بازیکن خاتون بم است که طی دو سال اخیر همیشه در فرم آماده‌ای بوده اگرچه به‌صورت مقطعی مورد انتقاد قرار گرفت. او در فصل اخیر هم بهترین عملکرد را پس از مینا نافعی داشت. در این میان اما آمار و اعدادی از نافعی وجود دارد که گواهی می‌دهند او امسال بهترین دروازه‌بان لیگ است. مینا نافعی در فصلی که گذشت فقط هفت گل خورده که دوتای آن‌ها از روی نقطه پنالتی به ثمر رسیده و این یعنی تیم ملی ما به طور غیر قابل باوری خود را از شایسته‌ترین شماره یک ایران محروم کرده است. لابد برای حضور در تیم ملی بهترین دروازه‌بان لیگ بودن کافی نیست.

چشم‌پوشی تیم ملی از ضعف‌ها و رکوردها!

هرچند لیگ بانوان به‌واسطه تمام بی‌توجهی‌ها و کاستی‌ها به‌شدت از ضعف رسانه‌ای و پوشش مسابقات رنج می‌برد اما تنها کورسوی امید برای سرمربیگری هم‌زمان در تیم ملی و باشگاهی این بود که حداقل سرمربی ما به‌واسطه بازی‌های خودش هم که شده حداقل دوبار رو بروی همه تیم‌های لیگ بازی کرده و آنها را شخصاً دیده... با صرف‌نظر از اینکه چرا برخی مدافعان کم‌تجربه ملی یا کهنه سال خاتون در سال سرمربیگری هم‌زمان مربیشان به تیم ملی رسیدند و این موضوع را امری اجتناب‌ناپذیر بدانیم اما آمار خاتون بم و سایر تیم ها در لیگ برتر هم نکات دیگری می‌گوید!

 

همان‌طور که گفتیم بیایید از تعداد دعوت‌شدگان خاتون در پست دفاع به تیم ملی صرف‌نظر کنیم اما این جدول نشان می‌دهد پس از خاتون، سنگین ماشین ایستا که با دریافت شانزده گل میانگین گل خورده نزدیک به 1 گل خورده در هر بازی را دارد بیشتر از سایر تیم ها دعوتی داشته. نکته عجیب تر آن که هفت گل از این شانزده گل فقط در مقابل خاتون وارد دروازه البرزی ها شده، یعنی سرمربی تیم ملی حداقل این 7 گل را با چشم خودش دیده!

تشابه آماری خاتون بم و گلگهر در پست خط دفاعی آن‌چنان به هم نزدیک است که رکورد کمترین گل خورده حتی تا هفته پایانی بین دو تیم صدرنشین دست‌به‌دست می‌شد و شاید اگر فرصت دهی گلگهر به بازیکنان جوان یا آکادمی خود نبود این آمار بهتر هم بود. این بدان معناست که معیار فنی انتخاب مدافعین خاتون هر چه که بوده دقیقاً برای هم استانی تکرار شده اما این دو رقیب سنتی در تعداد دعوت‌شدگان نسبتی چهار برابر دارند. موضوعی که مثل خط دروازه و درخشش مینا نافعی، درخشش فاطمه عادلی و حدیث بساط شیر که در کنار گلنوش خسروی خالق این آمار خارق‌العاده بودند اصلا دیده نشده است.

به‌عبارت‌دیگر اگر در لیگ هجدهم تیم شما 20 گل یا 9 گل بخورد هیچ تفاوتی ندارد و فقط قرار است یک مدافع از تیمتان به اردوی ملی دعوت می‌شود.

اردوهای سلیقه‌ای و حضور نامرئی در تمرینات!

حدود هشت ماه و اندی از روز معرفی سرمربی جدید و اردوهای تیم ملی زیر نظر کادر فنی جدید می‌گذرد. اردوهای بلندمدت، کوتاه‌مدت، بازی‌های دوستانه داخلی و تورنمنت‌های خارجی که همیشه اسامی بازیکنان مختلف برای حضور در کمپ تیم ملی از سایت فدراسیون اعلام می‌شد. در این میان اما بارها عده‌ای از بازیکنان خاتون به تیم ملی آمدند و در اردوها شرکت کردند اما عده‌ای به رقم پیش‌بینی همه ما در لیست نهایی، در اردوهای انتخابی این مدت حضوری بسیار کم‌رنگ داشتند.

 

حالا پس از ماه‌ها نام آن‌ها طبق انتظار در لیست تیم ملی هست. این اظهارنظر که چون بازیکنان خاتون در طول لیگ زیر نظر سرمربی تیم ملی تمرین کرده‌اند و نیازی به بازنگری و دیده‌شدن ندارند مشکل‌دار اما با ارفاق صحیح است. شبیه آنچه پس از مسابقات لیگ قهرمان آسیا برای آنها رخ داد و برای اولین‌بار تنها سه بازیکن خاتون به تیم ملی آمدند. فرضیه این بود که بازیکنان خاتون خسته‌اند و چون زیر نظر سرمربی بوده‌اند نیازی به شرکت در اردوی بعدی ندارند. اما پرسش عجیب اینجاست که چرا بی‌نیازی بازیکنان خاتون به شرکت در اردوهای ملی فقط مختص چند نفر بود و سایر بازیکنان پایه ثابت اردوها بودند. اگر نیت سرمربی، مجال دادن به سایر بازیکنان لیگ بود باید همه بازیکنانش از این قاعده پیروی می‌کردند و اگر در طرف مقابل، نیت هماهنگی همه ارکان تیم ملی است (چه خاتون چه دیگر تیم ها) همه بازیکنان باید خود را موظف به حضور در اردوهای قبلی می‌دانستند. این ماجرا را بگذارید کنار یک مورد دیگر؛ آنهم حضور برخی بازیکنان در اردوهای تیم ملی در شرایطی که نام آن‌ها هیچگاه از سوی سایت فدراسیون اعلام نشده بود.


در بسیاری از این اردوها افرادی که در لیست بودند، نبودند و افرادی که نبودند با کمال تعجب بودند! دوگانگی لیست اعلامی سرمربی و حاضران واقعی تمرینات در اکثر گزارش های تصویری فدراسیون دیده می شد. پرسش اصلی اینجاست که مسئول این دوگانگی، سرمربی است؟ آیا او به بازیکنان اجازه حضور اضافی یا مرخصی در تمرینات ملی را می دهد؟ و یا به طور کلی قاعده حضور بازیکنان چیست؟ رویه‌ای که احتمالا برخی بازیکنان را تافته ای جدابافته کرده و اصول حرفه‌ای تیم ملی و اردوهایی با ماهیت انتخابی را نقض می‌کند. احتمالاً کمترین نتیجه آن هم فراغ بال و آسودگی خیال برخی بازیکنان برای حضور در لیست نهایی از همان ابتداست.



دیدگاه شما
دیدگاه ها